زمین زیر پای ایرانیان بی صدا در حال فروریختن است؛نه با هیاهوی زلزله و نه با هراس سیل، بلکه آرام و تدریجی. از دشتهای ورامین و اصفهان تا کرج و مشهد، شکافها هر روز عمیقتر میشوند و سطح زمین سانتیمتر به سانتیمتر پایین میرود.
بحرانی که کارشناسان آن را حاصل دهه ها برداشت بی محابا از آب های زیرزمینی، توسعه نامتوازن و بیتوجهی به هشدارهای علمی میدانند؛امروز فرونشست دیگر یک مخاطره محلی نیست؛ «زلزله خاموشی» است که صدها شهر و دشت ایران را در محاصره خود گرفته و این پرسش را پیش روی مسئولان قرار داده که چرا هشدارهای مکرر درباره خالی شدن آبخوانها، به تصمیمهای بازدارنده منجر نشد؟
زلزله ای که صدایی ندارد
فرونشست زمین را «زلزله خاموش» مینامند؛ پدیده ای که برخلاف زلزله ناگهانی رخ نمیدهد، اما آثار آن میتواند به همان اندازه و حتی بیشتر مخرب باشد. در این پدیده، لایه های زیرین زمین بر اثر تخلیه آبهای زیرزمینی متراکم شده و سطح زمین به تدریج پایین میرود؛ فرآیندی که در بسیاری از موارد غیرقابل بازگشت است.
آنچه امروز فرونشست را به یک «ابربحران» تبدیل کرده، گستره جغرافیایی و سرعت وقوع آن است؛ بر اساس آمارهای رسمی، اکنون ۳۵۹ دشت و محدوده مطالعاتی کشور درگیر فرونشست هستند و تقریباً تمامی آبخوانهای مهم ایران در وضعیت ممنوعه یا بحرانی قرار دارند.
علی بیتاللهی، مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، میگوید ایران پس از چین و اندونزی از نظر وسعت پهنه های فرونشستی در رتبه های نخست جهان قرار دارد، اما از نظر تعداد پهنه های دارای نرخ بالای فرونشست، شرایط ایران بیسابقه و نگران کننده است. به گفته او، در ۱۸ استان کشور نرخ فرونشست از ۱۰ سانتی متر در سال فراتر رفته است؛ رقمی که در استانداردهای جهانی یک وضعیت بحرانی محسوب میشود.
آمارهایی که زنگ خطر را به صدا درآوردهاند
ابعاد بحران زمانی روشنتر میشود که به گستره مناطق در معرض خطر نگاه کنیم؛ براساس برآوردهای رسمی، حدود ۷۵۰ شهر کشور روی پهنههای فرونشستی یا در مجاورت آنها قرار دارند، این یعنی بخش قابل توجهی از جمعیت ایران با تهدیدی مواجه اند که زیرساختها، ساختمانها، خطوط انتقال انرژی، فرودگاهها، راه آهن و حتی آثار تاریخی را تهدید میکند.
تهران، اصفهان، مشهد، کرمان، یزد، فارس، البرز، خراسان جنوبی و بسیاری از استانهای دیگر در زمره مناطق دارای نرخ های بالای فرونشست قرار دارند.
در استان البرز، گزارشهای سازمان نقشه برداری نشان میدهد که مهرشهر کرج سالانه حدود ۲۶ سانتیمتر، شهرک صنعتی سپهر ۲۲ سانتی متر و نظرآباد ۱۶ سانتی متر فرونشست را تجربه میکنند.
در تهران نیز برخی مناطق جنوب و جنوبغربی پایتخت، ازجمله دشت ورامین، شهریار و ملارد، نرخهایی بین ۲۰ تا ۳۶ سانتی متر در سال را ثبت کردهاند، این در حالی است که در بسیاری از کشورهای اروپایی، فرونشست بیش از ۴ میلی متر در سال یک وضعیت هشدار تلقی میشود.

ریشه بحران؛ وقتی آبخوانها خالی شدند
تقریباً تمام کارشناسان بر یک عامل مشترک تأکید دارند: برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی؛ مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزله شناسی، میگوید مهم ترین علت فرونشست در ایران، بهره برداری غیراصولی از آبهای زیرزمینی برای مصارف کشاورزی، شهری و صنعتی است.
کارشناسان معتقدند برداشت از منابع آب تجدیدپذیر نباید از ۴۰ درصد فراتر رود، اما در ایران این رقم در دهه های اخیر به بیش از ۸۰ درصد و در برخی برآوردها حتی به ۹۰ درصد رسیده است؛ نتیجه این روند روشن است؛ افت شدید سطح آب زیرزمینی، تخلیه آبخوانها و فشرده شدن دائمی لایه های خاک.
داود نجفیان، مدیرعامل شرکت آب منطقهای البرز، هشدار میدهد که تنها دراستان البرز حدود یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون مترمکعب ذخیره آب زیرزمینی از دست رفته است؛ رقمی معادل ۱۰ برابر حجم سد کرج.
توسعه نامتوازن؛ خطایی که هزینه آن را زمین میپردازد
فرونشست فقط محصول کمآبی نیست؛ بسیاری از متخصصان معتقدند ریشه اصلی بحران به الگوی توسعه کشور بازمیگردد.
جمعیت ایران از حدود ۱۹ میلیون نفر در سال ۱۳۳۵ به بیش از ۸۵ میلیون نفر رسیده است. همزمان شهرها گسترش یافته اند، صنایع در مناطق خشک مستقر شدهاند و کشاورزی در بسیاری از مناطق بدون توجه به ظرفیت منابع آبی توسعه یافته است.
عیسی بزرگ زاده، سخنگوی صنعت آب، معتقد است بخش مهمی از بحران کنونی نتیجه بارگذاری جمعیت و فعالیتهای اقتصادی فراتر از توان اکولوژیک سرزمین است؛ در واقع ایران طی دهه های گذشته بیش از ظرفیت طبیعی خود مصرف کرده و اکنون زمین در حال پرداخت بهای این ناترازی است.
تغییر اقلیم، تشدید کننده یک بحران قدیمی
گرچه سوء مدیریت آب عامل اصلی فرونشست شناخته میشود، اما تغییرات اقلیمی نیز به تشدید بحران دامن زده است.
میانگین بارندگی کشور از حدود ۲۶۵ میلی متر در دهه های گذشته به کمتر از ۲۳۰ میلی متر کاهش یافته است؛ از سوی دیگر دمای هوا در بسیاری از مناطق کشور بین ۲ تا ۴ درجه سانتیگراد افزایش یافته است، این شرایط موجب افزایش تبخیر، کاهش تغذیه طبیعی آبخوانها و افزایش مصرف آب در بخشهای مختلف شده است.
کارشناسان هشدار میدهند که با ادامه روند گرمایش جهانی، مناطق خشک ایران تا سال ۲۰۵۰ بخش وسیعتری از سرزمین را دربر خواهند گرفت.
ترک فعلها و سوء مدیریتها
شاید مهمترین بخش ماجرا، نقش مدیریت در شکل گیری این بحران باشد؛ سالهاست کارشناسان درباره اضافه برداشت از سفره های زیرزمینی هشدار میدهند،اما همچنان هزاران حلقه چاه مجاز و غیرمجاز به فعالیت خود ادامه میدهند.
یوسف خلج امیرحسینی، کارشناس منابع آب، یکی از دلایل اصلی تشدید بحران را «مدیریت جزیره ای» میداند؛ به گفته او، هر دستگاه صرفاً به مأموریت خود نگاه میکند؛ شهرداری به توسعه فضای سبز، وزارت نیرو به تأمین آب شرب و وزارت جهاد کشاورزی به تأمین آب کشاورزی، بدون آنکه یک فرماندهی واحد برای مدیریت منابع آب وجود داشته باشد.
او مثال میزند که شهرداری تهران صدها حلقه چاه برای آبیاری فضای سبز دراختیار دارد؛ در حالی که بسیاری از کارشناسان معتقدند کشت چمن در اقلیم خشک تهران اساساً توجیه ندارد.
از سوی دیگر، هدررفت آب در شبکه های فرسوده همچنان یکی از مشکلات جدی است. برخی برآوردها نشان میدهد نزدیک به یک سوم آب ورودی به شبکه توزیع، پیش از رسیدن به مصرفکننده از دست می رود.
پایتختی روی زمین ناپایدار
تهران امروز یکی از بحرانی ترین نقاط کشور از نظر فرونشست محسوب میشود؛ برخی گزارش ها از تأثیر مستقیم فرونشست بر مناطق ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۲۱ تهران حکایت دارند؛ فرودگاه های مهرآباد و امام خمینی، خطوط مترو، خطوط انتقال سوخت، انبارهای نفت، جادهها و شبکه ریلی از جمله زیرساختهایی هستند که در معرض خطر قرار گرفته اند.
عیسی بزرگ زاده سخنگوی صنعت آب اخیراً تأکید کرده که بخشی از چاه های موجود در اختیار شهرداری تهران باید به شبکه آب شرب منتقل شده و سایر چاهها برای کمک به احیای آبخوان ها مسدود شوند.

فرونشست؛ تهدیدی برای اقتصاد ملی
خسارت های فرونشست تنها به ترک دیوار خانه ها محدود نمیشود؛ به گفته مهدی زارع، هزینه آسیب به زیرساختهای شهری، جادهها، ساختمانها و تأسیسات در برخی مناطق تهران سالانه به صدها میلیون دلار میرسد.
در بخش کشاورزی نیز فشردگی خاک و کاهش ظرفیت نگهداری آب موجب افت عملکرد محصولات و افزایش هزینه تولید میشود.
همچنین فرونشست خطر وقوع سیلاب را افزایش میدهد؛ زیرا خاک متراکم شده توان جذب آب را از دست میدهد و بارندگیهای شدید میتواند خسارتهای بیشتری ایجاد کند.
آیا میتوان جلوی فرونشست را گرفت؟
پاسخ کارشناسان دو بخش دارد؛ بله و خیر؛ بخش بزرگی از خسارتهای ایجاد شده قابل بازگشت نیست؛ وقتی ساختار آبخوان فروبریزد، حتی بارشهای مناسب نیز نمیتواند آن را به وضعیت اولیه بازگرداند.
داود نجفیان کارشناس آب و محیط زیست هشدار میدهد که حتی ۱۰ سال بارش نرمال نیز قادر به جبران خسارت های واردشده به برخی آبخوانها نیست، اما میتوان از تشدید بحران جلوگیری کرد.
راهکارهایی که کارشناسان برآن تأکید دارند شامل انسداد چاههای غیرمجاز، کاهش برداشت از آبخوانها، اصلاح الگوی کشت، توسعه استفاده از پساب تصفیه شده، تغذیه مصنوعی آبخوان ها، اصلاح شبکههای فرسوده آب،جلوگیری از استقرار صنایع آب بر در مناطق خشک، ایجاد حکمرانی یکپارچه آب و افزایش شفافیت دادههای منابع آب است.
آخرین فرصت برای نجات سرزمین
فرونشست زمین دیگر یک هشدار علمی یا یک دغدغه محیط زیستی صرف نیست؛ بلکه به مسئله ای مرتبط با امنیت سرزمینی، اقتصاد ملی و کیفیت زندگی میلیونها ایرانی تبدیل شده است. کارشناسان معتقدند اگر روند کنونی ادامه یابد، بخشهایی از کشور با آسیبهای غیرقابل جبران به زیرساختها، منابع طبیعی و حتی سکونتگاههای انسانی مواجه خواهند شد.
آنچه امروز زیر پای ایران در حال رخ دادن است، نتیجه یک سال یا یک دولت نیست؛ محصول دهه ها برداشت بیش از ظرفیت طبیعت، توسعه نامتوازن و نادیده گرفتن هشدارهای متخصصان است.
اکنون برنامه هفتم توسعه و اصلاح حکمرانی آب شاید آخرین فرصت برای مهار این بحران باشد؛ بحرانی که اگر مهار نشود، نه تنها زمین را فرو مینشاند، بلکه بنیانهای توسعه پایدار کشور را نیز با خود پایین خواهد کشید.





نظر شما